بوگاتی پس از معرفی توربو هیبرید V16 در چنتودیچی و آغاز عصر جدید با آن، اکنون با چالشهای تازهای روبهرو است: حفظ هویت مکانیکی افسانهای، پاسخ بهقوانین سختگیرانه آلایندگی و جذب نسل جدیدی از مشتریان که نگاهشان به سوپراسپرتها با نسلهای قبل تفاوت دارد. درهمین حال، بازار آمریکا «بزرگترین مقصد محصولات بوگاتی» درحال تجربه تغییرات رفتاری مهمی است؛ از افزایش تقاضا برای خودروهای سفارشی گرفته تا رشد چشمگیر کلکسیونرهایی که بهدنبال «نسخههای آخرین نسل» هستند. این گفتوگو تصویری روشن از آینده بوگاتی ارائه میدهد: آیندهای که در آن پیشرانههای هیبریدی، تولید محدود، شخصیسازی افراطی و تجربه مالکیت متفاوت، نقش اصلی را بازی میکنند. پیش از ورود بهجزئیات، آنچه گفته شد مسیر را برای بررسی کاملتر استراتژی بوگاتی در سالهای پیش رو هموار میکند.
مدیری برای بازاری متفاوت
در بوگاتی، رابطه با مشتریان فقط یک بخش از کار نیست؛ تقریبا تمام کار است. «ساسچا دورینگ»، مدیر عملیاتی بوگاتی در آمریکا در صنعتی فعالیت میکند که تولید آن سالانه تنها به ۸۰ تا ۱۰۰ دستگاه خودرو برای کل جهان میرسد و در بهترین سالها، حدود ۴۰ دستگاه از آنها متعلق بهمشتریان آمریکایی بوده است. همین مقیاس کوچک باعث شده شیوه مدیریت او شباهتی به مدیران برندهای بزرگ نداشته باشد. دورینگ تولد فرزندان برخی مشتریان را در تقویمش ثبت میکند؛ بیدلیل تماس میگیرد و اگر سفرهایشان همزمان شود، آنها را به شام دعوت میکند. اما کاری که هرگز انجام نمیدهد، این است که با یک بوگاتی در خیابانهای شهر ظاهر شود.
او در گفتوگویی با Business Insider تاکید میکند که «میداند جایگاهش کجاست». بهگفته خودش، نمیخواهد این تصور ایجاد شود که مدیر بوگاتی آمریکا برای تفریح با یک هایپرکار چندمیلیوندلاری در شهر میچرخد. دورینگ پشت فرمان بوگاتی مینشیند؛ اما فقط در رالیها، رویدادهای رسمی و همراه با مشتریان؛ نه در مسیر خانه و محل کار. خودرو روزمرهاش یکی از مدلهای گروه بوگاتی است؛ اما چند پله پایینتر از برند اصلی.
مسیر حرفهای دورینگ نیز بهاندازه رویکرد مدیریتیاش غیرمعمول است. او پیش از ورود به صنعتخودرو، در کافهای کار میکرد و بهتدریج پلههای ترقی را طی کرد تا بهیکی از مهمترین جایگاههای مدیریتی در بازار لوکس آمریکا برسد. امروز بخش بزرگی از وظایف او نه فروش، بلکه حفظ رابطه انسانی با مشتریانی است که هرکدام کلکسیونر، سرمایهگذار یا علاقهمند جدی دنیای هایپرکارها هستند.
در کنار این نگاه انسانی، دورینگ یک اصل دیگر را هم رعایت میکند؛ عدم استفاده از هوش مصنوعی در طراحی بوگاتی. او میگوید مدل جدید Tourbillon بدون دخالت AI به مرحله تولید رسیده و بوگاتی همچنان بر طراحی انسانی و مهندسی سنتی تاکید دارد؛ رویکردی که در عصر دیجیتال، این برند را از بسیاری از رقبای خود متمایز میکند.
باوقارترین خودرو روزمره برای مدیر بوگاتی
برای مدیری که باید با یکی از خاصترین گروههای مشتریان جهان در ارتباط باشد، انتخاب خودرو روزمره نیز بخشی از استراتژی است. ساسچا دورینگ بهجای آنکه با یک بوگاتی چندمیلیوندلاری در خیابانهای میامی یا لسآنجلس دیده شود، پشت فرمان Audi A8 L مینشیند؛ سدان لوکسی از همان گروه خودروسازی؛ اما چندین پله پایینتر از برند اصلی. انتخابی که هم آرامش و راحتی لازم برای رفتوآمدهای کاری را فراهم میکند و هم تصویری حرفهای و بیحاشیه از مدیر بوگاتی ارائه میدهد.
دورینگ میگوید بخش مهمی از کارش شامل دیدارهای حضوری، شامهای کاری و گفتوگوهای غیررسمی با مالکان بوگاتی است؛ ارتباطاتی که اغلب فراتر از یک معامله ساده خودرو میروند. در بازاری که سالانه تنها چند ده مشتری جدید دارد، هر رابطه انسانی ارزشمند است و هر اشتباه میتواند به از دست رفتن یکی از معدود خریداران بالقوه منجر شود.
او صریح میگوید: «ما نمیتوانیم مشتریان را جایگزین کنیم. نمیتوانیم آنها را از دست بدهیم؛ چون همانقدر کمیاب هستند که محصولات ما کمیاباند.» این نگاه، فلسفهای است که در تمام رفتار حرفهای دورینگ دیده میشود. او نهتنها از رانندگی روزمره با بوگاتی خودداری میکند تا تصور نادرستی ایجاد نشود، بلکه با دقت و حساسیت، مرز میان نماینده برند و دوست قابلاعتماد مشتری را حفظ میکند. در صنعتی که بسیاری از مدیران بهدنبال نمایش قدرت و ثروت هستند، دورینگ ترجیح میدهد فروتنانه و بیسروصدا عمل کند؛ رویکردی که بهگفته خودش، اعتماد مشتریان را بیشتر از هر چیز دیگری تقویت میکند. درنهایت، انتخاب Audi A8 L فقط یک تصمیم شخصی نیست؛ بخشی از استراتژی ارتباطی بوگاتی در بزرگترین بازار خودرو است.
دورینگ با این انتخاب نشان میدهد که حتی در دنیای هایپرکارهای ۳۰۰۰ اسببخاری، گاهی یک سدان آرام و بیادعا بهترین ابزار برای ساختن رابطهای پایدار با مشتریانی است که هرکدام، برای برند، ارزشی معادل یک گنج دارند.
هوش مصنوعی؟ خیر؛ ممنون!
در دنیایی که تقریبا هر صنعت بهسرعت در حال پذیرش هوش مصنوعی است، بوگاتی مسیر متفاوتی را انتخاب کرده؛ مسیری که بهگفته ساسچا دورینگ نه از سر مقاومت، بلکه از سر باور به ماهیت برند است. او در گفتوگویش تاکید میکند که هیچ بخش از طراحی، توسعه یا تولید هایپرکار جدید Tourbillon با کمک AI انجام نشده است. درحالی که بسیاری از خودروسازان بزرگ از ابزارهای هوش مصنوعی برای مدلسازی، طراحی اولیه یا تحلیل دادههای مهندسی استفاده میکنند، بوگاتی همچنان بر «طراحی انسانی» و فرآیندهای سنتی تکیه دارد.
دورینگ میگوید: «ما از هوش مصنوعی برای طراحی استفاده نمیکنیم. شاید در آینده به آن فکر کنیم.» این رویکرد، بخشی از فلسفه بوگاتی است؛ برندی که همیشه بر هنر، مهارت دستی و مهندسی کلاسیک تاکید داشته و نمیخواهد هویت خود را در میان موج دیجیتالیسازی از دست بدهد. جالبتر اینکه خود دورینگ نیز چندان اهل استفاده از هوش مصنوعی نیست. او میگوید هنوز پرزنتیشنهای پاورپوینت را خودش مینویسد و تنها گاهی برای کارهای ساده و تکراری از ابزارهایی مانند Claude کمک میگیرد.
بهگفته او، نوشتن ارائهها و تحلیلها بهصورت دستی باعث میشود «داستان را خودش بسازد» و فرآیند فکر کردن را به ماشین واگذار نکند. این نگاه، همان رویکردی است که بوگاتی در طراحی خودروهایش دنبال میکند: «فرآیند باید انسانی باشد، نه صرفا خروجی نهایی.»
در صنعتی که سرعت نوآوری دیجیتال گاهی از سرعت ساخت خودروها پیشی میگیرد، بوگاتی با این تصمیم عملا اعلام میکند که آیندهاش را بر پایه مهندسی دقیق، هنر طراحی و تجربه انسانی بنا میکند؛ نه الگوریتمها. این انتخاب شاید کندتر باشد، اما برای برندی که هر خودرو را یک اثر هنری میداند، کاملا منطقی است.
